{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار حنجره فریاد در گلویش بود

هزار حنجره فریاد در گلویش بود
نگاه مضطرب آسمان به سویش بود

به دست عزمِ بلندش شکست پایِ درنگ
اگر چه فاجعه‌ای تلخ روبه‌رویش بود

میان او و شهادت چه انس و الفت بود
که مرگ سرخ هماره به جستجویش بود

چگونه شرم نکرد از گلوی او خنجر
که بوسه‌گاه رسول خدا گلویش بود

رسید وقت نماز و در آن حماسۀ ظهر
هزار زخمِ تنش جاریِ وضویش بود

سخن به زاری و ذلت نگفت با دشمن
که خصم در عجب از همت نکویش بود

اگر چه از عطش آن روح کربلا می‌سوخت
فرات تشنه‌ترین قطرۀ سبویش بود

سرم فدای لب خشک آن گل یاسین
اگر چه تشنگی‌اش اوج آبرویش بود...
📸 بهشت رضا مشهد،شهریورماه98
🕊 🌴 🕊
#کانال_عکس_ناب
📷 دعوتید به صرف دیدن عکسهای ناب👇
https://t.me/axenab47
دیدگاه ها (۱)

در دم مردن بیا یک دم کنارم یا حسینجان زهرا مادرت چشم انتظارم...

🕊 🌹 سلامصبح زیبایتان بخیرطلوع روز جدیدبر شما مبارکقدمهایش پر...

🕊 🌴 دوباره هر گوشه مجلس عزا برپاست دوباره فصل غم وقت ماتم مو...

🕊 🌴 با کعبه وداع آخرین بود و حسینچون اهل حرم، کعبه غمین بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط