بابایی

بابایی

{طابع قوانین ویسگون}


-میخوای چیکار کنیم
&نمی‌دونم واقعا
-(بوسه ی آرومی به پیشونیش می‌کنه و موهاشو از صورتش کنار میزنه)چرا نمیدونی هوم؟
&خوب نمی‌دونم
-میخوای بازی کنیم ؟
&نه خیلی خستم
-چرا
&نمی‌دونم اما بدنم خیلی درد می‌کنه
-شاید واسه اینه که دیشب یه جای دیگه خوابیدی
&شاید
-برو دراز بکش رو مبل ماساژت بدم
&نه نمی‌خواد
-چرا برو
&باشه(می‌ره و رو مبل دراز می‌کشه)
-( شروع می‌کنه و اروم ماساژش میده)
&وایی خیلی حس خوبیه
- حالت بهتر شد عشقم ؟
&اره خیلی مرسی بابایی جونم(بغلش می‌کنه)
-خواهش میکنم خوشگلم (محکم بغلش می‌کنه و دستاشو دور کمر باریک و ظریفش حلقه می‌کنه)
&بابا خیلی دوست دارم
-من بیشتر فسقلی✨



🍯 پایان 🍯
دیدگاه ها (۰)

تب؟{طابع قوانین ویسگون}ویو هانول:داداشم خیلی روی دیر اومدن ح...

تب؟{طابع قوانین ویسگون}(بچها هانول سیزده سالشه)ویو جیهوپ:من ...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}(الان سوجین تو اتاقشه و جین داره ت...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}& من معذرت می‌خوام اگه صبح ناراحتت...

وقتی نیستی آروم و قرار ندارم..تو از کِی شدی آروم و قرارِ دلِ...

P2۵💫{صبح}یوری«با نسیم ملایمی که از پنجره می وزید بیدار شدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط