یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل....

یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل....
این بار اگر اصرار کنی وای به حالت!!!

پشت صحنه که نشسته بودم به اونجایی خیلی دلم سوخت که خانم به رقیه میگفت این سه تا کفن برای منو و علی و حسنه ...
رقیه : پس واسه داداش حسینم کو ؟

دلم خیلی شکست
من خودم برادر ندارم و خیلی دوست دارم برادر داشته باشم . دلم خیلی گرفت و اینقدر گریه کردم که نیم کره ی راستم داره میترکه . 😅🖤🙉😭😭😢😥
دیدگاه ها (۰)

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

اجبار به بدبختی پارت ۲۵

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

چندپارتی

عشقی حقیقی

☆فرشته☆ چشمانش از گریه سرخ و باد کرده بود و با همین چشمای سر...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

" ویو کوک "وقتی اون هیون عوضی لیا رو بغل کرد خیلی عصبانی شدم...

p3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط