{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم
دیدگاه ها (۱)

پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان...

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟ چه کسی می...

سالها بگذشته از میلاد منکی یکی مردانه باشد یاد منمنو یک تنها...

در آن لحظه که به شدت احساس تنهایی میکنی ، مطمئن باش که یکی ب...

من همه دنیا رو بگردم مثل تو پیدا نمیشه نه نمیشهنه هیشکی توی ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط