چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت…

چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت…

تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید،سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز
سالیانی ست ک در گوش من آرام آرام ،خش خش گام تو تکرار کنان،میدهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم
ک چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت…

دکتر مصدق
دیدگاه ها (۱۰)

تو به من خنديدی و نمی‌دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسايهسي...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

My lovely neighbor part : 79

**پارت ۱۰**قلبت تیر کشید. نگاهت روی دست‌های اون دختر—که حالا...

چند پارتی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_38فصل شانزدهم |...

چند پارتی بازی ممنوع

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

🌿 معرفی OC/اوسی جدیدم 😊✨اهم، ایشون یه اوسی جدید برا هیتایو س...

داستان دختر برفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط