{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به کپشنم یه سری بزنید

به کپشنم یه سری بزنید
○○○○○○○○○○○○○○○○○○
تنش میسوخت، میسوخت ولی نه در اتشه عشق، بلکه در اتشه نفرتش ، انقدر کوچک بود که نمیتوانست عاشق شود اما انقدری دیده و کشیده بود که بتواند متنفر باشد، از خودش و هر آنچه هست در زندگیش.
هستی اش تیره و تار بود ،اثری از ذره ای امید در چشمان سیاه و بی روحش نبود،دریغ ازکوچکترین امیدی برای ادامه زندگی خفت بارش،حتی پایانش هم منزجر کننده بود،دیدن جسد نیمه جانه کودکی که زیر پل های حاشیه شهر رها شده و با بوی تعفن میپوسد برای هیچ بنی بشری خوشایندنیست؛
رو𐇽یا شᩘبانه
دیدگاه ها (۲)

واکنش مامانم روبه من وقتی فهمید : Exit

🚨با ورود AFC/ کمیته استیناف سرخپوشان را دعوت می کند؟ 🔴پرونده...

ملکه قصرم رزی خانممممم🍽

مگه قرار نبود مرحله انلاک شده ویروس زامبی باشه ؟ 🤓☝🏻طاعون چی...

🥺🥺🥺🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط