{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاۺ یکی بود که با هم اینطور بودیم

کاۺ یکی بود که با هم اینطور بودیم
دیدگاه ها (۵)

bำะ้

هeه

ابولی و معین با باباشون چشم حسود کور

واییی تو روستای یکی از دوستامون بودیم و یهو پرید دنبالممممم

رفته بودیم خونه دوستم و اون یکی دوستم هم بود.رفته بودیم نقاش...

یه بار رفته بودیم شمال یکی از داداشام یه مرغ رو انداخت به جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط