{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرش الزایمر داشت...

مادرش الزایمر داشت...

بهش گفت مادر شما ی بیماری داری،باید ب خاطر همین ببریمت اسایشگاه سالمندان

مادر گفت چ بیماریی؟؟

گفت الزایمرگفت یعنی همچیو فراموش میکنی...

گفت مثل اینکه خودتم همین بیماری رو داری؟؟؟

گفت چطور؟؟؟

گفت انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم...

چقدر سختی کشیدم تا بزرگ شی...

کمر خم کردم تا قد راست کنی...

پسر رفت توی فکر...

گفت مادر منو ببخش...

گفت واسه چی؟؟

گفت واسه کاری که میخواستم بکنم!!

گفت من که چیزی یادم نمیاد

ب سلامتی همه مادرا
دیدگاه ها (۳)

سناریو جونگکوک

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎جونگکوک بعد از خداحافظی کوتاهی با همه ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

مادرش آلزایمر داشت بهش گفت مادر یه بیماری داری . باید بخاطر ...

مادرش آلزایمر داشت... بهش گفت: مادر یه بیماری داری . باید بخ...

مادرش الزایمر داشت...بهش گفت مادر یه بیماری داری،باید بخاطر ...

مادرش آلزایمر داشت...بهش گفت: مادر یه بیماری داری، باید بخاط...

مادرش الزایمر داشت...بهش گفت مادر یه بیماری داری،باید بخاطر ...

مادرش الزايمر داشت...بهش گفت مادر يه بيماري داري،بايد بخاطر ...

مادرش آلزایمر داشتبهش گفت مادر یه بیماری داری . باید بخاطر ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط