{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز

آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکه های اینه لغزیده تو به تو!
من آبگیر صافیم، اینک! به سحر عشق؛
از برکه های اینه راهی به من بجو!
***
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشر اشک سرخگون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس؛
احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ئی می زند جرس
دیدگاه ها (۱)

If I should have a daughter - Poem by Sarah KayIf I should h...

simplicity sets possessions in proper perspective

IIn the language of words and vocabularyTo see youYou have a...

عاشقانهآن که میگویددوستت دارمخنیاگرغمگینی ستکه آوازش راازدست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط