نه آرامشت را

نــه آرامشتــــــــ را ...

بـه چشمــﮯ وابستــه کـن ...

نـه دستتـــــ را ...

بـه گـرمــــاے دستـﮯ دلـخوش ...

چشمهـا بستــه میشونــد ...

و دستــها مشتـــــ میشونــد ...

و تـــو مـﮯ مـانـــــﮯ ...

و یکـــــ دنــیــــــا تـنـهـــائــــی...
دیدگاه ها (۱۱)

هـمـیـشـه‍ چـیـزے هـسـتـــ ...کـه‍ تـو را یـادم بـیـاو...

•به سمت ماندنت ... •راهی ...•نمیشوی چرا ...؟ •گاهی ...•ست...

دلم آرامشی بی سقف می خواهد ...و یا یک خلسه مبهم ...وشاید هم ...

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ ...ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط