{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه می‌دانم نمی‌آیی ولی هر دم ز شوق

گرچه می‌دانم نمی‌آیی ولی هر دم ز شوق

سوی در می‌آیم و هــر سو نگاهی می‌کنم
دیدگاه ها (۲)

به بدرقه ایستادمچمدانی در دست تو بودابرهاییدر قلب من

اوج خوشبختی ستوقتی کسی باشد که تو را آنگونه دوست داشته باشدک...

دردم آمد،سوختم اما نگفتم که بمان...من تو را با زور نه...با د...

🌷 ‍ بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند .مبله..شیک..راحتاما ...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

دارم از ویسگون می رم

خواب ز چشمانم پریده شبانه هستم بیدارسوی چشمانت دیده شروع کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط