تا هستم ای رفیق ! ندانی که کیستم

تا هستم ای رفیق ! ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم

در آستان مرگ که زندان زندگیست ،
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم

طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست
چون بخت و کام نیست ، چه سود از دویستم ؟

گوهرشناس نیست در این شهر شهریار !
من در صف خَزَف چه بگویم که چیستم ...

#شهریار
#پست_جدید #تکست_خاص
دیدگاه ها (۶)

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

نقاشی استاد شهریارتاهستم ای رفیق، ندانی که کیستم*روزی سراغ و...

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمد...

تا هستم ای رفیق، ندانی که کیستم!!!گاهی اوقات شرایط را بهانه ...

امام هشتم(ع) فرمود: احسن‌الظن بالله فان من حسن ظنه بالله کان...

🍒🍃تکیه بر دل در جهانِ بی پناهی مشکل استدر هجوم اشک ها لبخندِ...

🍃🍒باعشوه هرغروب به دیدار آیینهصدبار می روی و دوصد بار می شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط