{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرشب مینشست وتا سحر به این فکر میکرد

هرشب مینشست وتا سحر به این فکر میکرد

که دیگراز امروز خدارو آنطور که لایقش است بپرستد!

اما افسوس سحر اینقدرخسته میشد

که دیگر نای خواندن نمازش رو هم نداشت و
و
میخوابید, از حرف تا عمل,

فاصله ایست از جهنم تا بهشت,

بیاین عمل کنیم فقط حرف کافی نیست√
دیدگاه ها (۵)

خب بنظرتون ازچندبه بالاخوبه؟

دختـــــر است ديگر...گاهـــــي دلش ميخواهدبـهـــانه هاي الــ...

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده...

(¯ー¯)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط