{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی‌که خواستی بروی؛

وقتی‌که خواستی بروی؛
شعله‌ی گاز را خاموش کن،
گل‌ها را آب بده،
قفس قناری‌ها را باز بگذار
و روی من ملحفه‌ی سفید بکش...
دیدگاه ها (۱)

تا هستم اِی رفیق، ندانی که کیستم روزی سُراغِ وقتِ من آیی، که...

جایی‌ که قرار گذاشته بودیم همدیگر را دیدیمنه در زمانی‌ که قر...

مادرم می گفتسرت به کار خودت باشدو من سرم به کارم بودسرم به ک...

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی‌ست را جا گذاشت مثل یاد، مثل خاطر...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎سوآ دوباره گرفت خوابید و جیمین هم مشغو...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط