{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرده ها را کشیدم

پرده ها را کشیدم
زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم
تلفن را در یخچال گذاشتم
و سه روز تمام در تخت خواب ماندم

و بهتر از همه این بود که
کسی اصلا دلش برایم تنگ نشد.
دیدگاه ها (۱)

عکاس،منتظرِسیبی ازدهانِ توستبگو سیبتا خداروی دیوارهای بهشتشا...

دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیست ک...

کوتاه ترین قصه ی شب رابه من بگو ...با یک " شب بخیر " از زبان...

صحبت های پایانی جونگکوک 🐰: به‌خاطر شما این سه روز واقعا از ت...

اولین ویدیوی من حرف های شوالیه به پرنسس بود و یه ایده به ذهن...

"سرنوشت "فصل ۲ p,24...رفتم به سمت کمد رخت خواب ها رفتم .. ۴ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط