پرده ها را کشیدم

پرده ها را کشیدم
زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم
تلفن را در یخچال گذاشتم
و سه روز تمام در تخت خواب ماندم

و بهتر از همه این بود که
کسی اصلا دلش برایم تنگ نشد.
دیدگاه ها (۱)

عکاس،منتظرِسیبی ازدهانِ توستبگو سیبتا خداروی دیوارهای بهشتشا...

دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیست ک...

کوتاه ترین قصه ی شب رابه من بگو ...با یک " شب بخیر " از زبان...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۷۵ تمام روز کسل و بی حوصله گو...

اوسی شیطان کش / فن آرت / آرت / شیپ تنگن / کوکومی / کوکومی چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط