{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من وتو دست در دست هم خواستیم اغاز کنیم بودن را.... پس چرا

من وتو دست در دست هم خواستیم اغاز کنیم بودن را.... پس چرا قصه اینگونه شروع شد.... یکی بود... یکی نبود.
دیدگاه ها (۲)

چه می شد دستانم به دستانت گره می شد چه می شد آغوشم در آغوش خ...

غصه مراخورد وقتی دیدم دست به سینه ایستاده ای... تمام راه راب...

یادمان باشدازامروزخطایی نکنیم گرچه درخویشتن شکستیم صدایی نکن...

می گفتند :” سختی ها نمک زندگی است “ امّا چرا کسی نفهمید که ”...

🌸 درود و مهر،با عشق و امید، صبح‌تون بخیر ❤️امروز را با دلِ گ...

فرض کنید بعد مرگ پدر و مادر میکاسا. میکاسا ارن رو مثل برادر ...

بالاخره رابطه ی اون زوجی که می خواستیم شروع شد سریال:#هنوز_۱...

✨قصه‌ی غربت امام زمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه»،از خیلی قبل‌تر ا...

برای ارامش خودمون یاد بگیریم اینگونه رفتار کنیم

هر روز شروع قصہ ایستقصہ امروزتانسرشار از عشق و محبت🌸قصہ زندگ...

از خدا خواستم شر دشمنام رو از سرم پاک کنه و از دست دادن رفیق...

اون یکی اکم پریده بریم دوباره توی این اک شروع کنیم پر قدرت د...

هر روز شروع قصہ ایستقصہ امروزتانسرشار از عشق و محبت🌸قصہ زندگ...

شروع یک درد آغاز یک پایانست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط