{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام ..خسته ام

نشسته ام ..خسته ام

دیگـر قایق نمیسـازم

پشت دریاها هرخبـرے

که میخواهــد باشد

وقتے ازتو خبرے نیست

قایق میخواهـم چکـار؟

مرا همین جزیره ی کوچک

تنهـایے هایم بس است
دیدگاه ها (۱۲)

جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـمآن طـور کـه تـو و...

غـــــــصه مراکــــــشت...!!!وقتی دیــــــدم ،دست به سینه ای...

هذیان می گویم و شب هاتا صبح راه می روم ،نازنینم ،کمی تب کرده...

آدَما دارَن‍ مِثعـ عَروسَکـ میشَنـ تـا یِکیـ بِهِشونـ دَستـ ...

مهمانی بیصدا

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط