من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام.

من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام.
پای‌درپای آفتابی بی‌مصرف
که پیمانه می‌کنم
با پیمانه‌ی روزهای خویش که به چوبین کاسه‌ی جذامیان ماننده است،
من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام.


#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکي...

دل من زندگی را بی غمت یک آن نمی خواهدحقیقت را بخواهی عشق را ...

بسم الله الرحمن الرحیم در ذات حیات، شادی است :بسیاری به دنبا...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

عاشقانه های شبنم

پروانه جان

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️و روی سنگفرش خیس، رد پاهایی دیده می‌شد که ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط