{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو

دور از تو
فواره‌ی بی‌قرارم
پرپر می‌زنم
که از آسمانِ تهی
به خانه ی اولم برگردم

شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

فاحشه دختری از ایل و تبار من و توستزاده ذهن سیاه شب تار من و...

در این زمانه فقط همرنگ نشدن با مردم و سر خم نکردن در برابر س...

وقتی همه خوابند، من با خاطراتت حرف می‌زنم، شاید تو هنوز آن‌ط...

خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.ره...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط