{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان :

الان :

روبروی من در یک خیابان یک شهر

یک زوج جوان را می بینم

با موتور دنده ای ...

اقاشون داره با تلفن همراه صحبت میکنه .

چه قشنگ یک کنار اومده و داره صحبت میکنه .

خانمش هم سرشو تکیه داده به شونه اقاشون

چه لذتی داره دیدن این صحنه ها ..

از تکبر و خود نمایی وماشین انچنانی ووووووووووووووووووووووووووو

خبری نیست .شاید همه دارایی این دو همین موتور باشه وبس .

باید خانجونم بود ومیدید .

خدا یا همه رو حفظ کن .
دیدگاه ها (۱)

امشب ساعت رسمی یکساعت به عقب کشیده میشود . وپاییز در استانه ...

life poem ::::::::Tell me not, in mournful numbers,Life is b...

مغرب .زیبایی .من مست در دیاری که بجز تو نیست یاری به که رو ک...

جانجونم حالمو پرسید .گفتم .به خدمتتان عارضمکمی سرما خوردم .ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط