الان :

الان :

روبروی من در یک خیابان یک شهر

یک زوج جوان را می بینم

با موتور دنده ای ...

اقاشون داره با تلفن همراه صحبت میکنه .

چه قشنگ یک کنار اومده و داره صحبت میکنه .

خانمش هم سرشو تکیه داده به شونه اقاشون

چه لذتی داره دیدن این صحنه ها ..

از تکبر و خود نمایی وماشین انچنانی ووووووووووووووووووووووووووو

خبری نیست .شاید همه دارایی این دو همین موتور باشه وبس .

باید خانجونم بود ومیدید .

خدا یا همه رو حفظ کن .
دیدگاه ها (۱)

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

منتظر پارت بعدی باشید امروز میزارم😋😋

اعتماد پارت|۷۰|

Gangster Mafia Masseur part : ۳۴

ابلیس

گس لایتر/پارت ۸۲

#پارت94دستی که روی دنده گذاشته بود بالا آورد و گفت:نمیشه که ...

رمان همزادپارت ۵۸#آدرینابا حال بدم که شامل ،اشک،سکسکه،غم بود...

رمان سوکوکو _ پارت 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط