{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق است و آتش و خون

عشق است و آتش و خون
داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن
کی می توان صبوری
کی می توان نرفتن
گیرم پری نمانده
گیرم که سوختیم و خاکستری نمانده
با دوست عشق زیباست
با یار بی قراری
از دوست درد ماند و از یار یادگاری
گفتی از روز سفر
گفتم از من مگذر
مجنون ...........
لیلا..................
دیدگاه ها (۳۲)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

...عشق است و آتش و خونداغ است و دردِ دوریکی می توان نگفتنکی ...

بـا دوسـت عـشـق زیـبـاسـت بـا یـار بـے قـرارے از دوسـت درد مـانـد از یـار یـادگـارے...

با دوست عشق زیباست.... با یار بی قراری.... از دوست درد ماند ...

با دوست عشق زیباست با یار بی قراری از دوست درد ماند و از یار...

با دوست عشق زیباست،بایار بی قراری ...از دوست درد ماند،از یار...

داغ است و درد دوریکی می‌توان نگفتنکی می‌توان صبوری...#حاج_اح...

با دوست عشق زیباست با یار بیقراریاز دوست درد ماند و از یار ی...

با دوست عشق زیباست با یار بیقراری از دوست درد ماند و از یار...

داغ است و درد دوریکی می‌توان نگفتنکی می‌توان صبوری...یک آیت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط