{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کشتزارِ خیالم هر بار

در کشتزارِ خیالم هر بار
بذر دیدار تو را می کارم
اما دریغ
سیلِ مرزها
برایم -
محصولی باقی نمیگذارد.
دیدگاه ها (۳)

من به خدا گفتم امروز پیامبری‌ از کنار خانه‌ ما رد شد.خدا گفت...

هرروز که نیستی می‌گذرد اما فردا نمی‌شو...

سیه گیسوی عاشق کش بگو از من چه می خواهینمانده در وجود من به ...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

اصلا سلبریتی و جامعه سرمایه داری یعنی همین !و از دید ما تعری...

🔘 داستان کوتاهدوستی میگفت: در یکی از روزهای زمستان، از منزل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط