{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد من باشد فردا دم صبح ،

یاد من باشد فردا دم صبح ،
به نسیم از سر صدق سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا ...
زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم شاید
به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم در دل ،
لحظه را در یابم ...

من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم ...

یک بغل عشق از آنجا بخرم ... !


دیدگاه ها (۴)

ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻧﻪ ﻗﻬﺮ ﻭﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ !!!ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮ...

دلم کـه میگیرد ...دلتنگ که میشوم ...لابه لای آشفتگی های ذهنم...

همیشه رقصیدن ، نشانه ی شادی نیـــست..!زنی را میشناسم که با ب...

من تمامت کرده امبیچاره کسی کهمیخواهدبا تو شروع کند."افشین ید...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط