{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشمانت که نگاه میکردم

در چشمانت که نگاه میکردم
فراموش میکردم که کجا هستم
و کجا قرار است بروم.
یادم میرفت چه دردی گریبان‌گیرم شده.
در چشمانت که نگاه میکردم به جای خون
در رگ‌هایم عسل در جریان بود.
چشمانت وقت زیادی از خدا گرفت.
اگر آفریده نمی‌شدند، زیبایی بیشتری
به کوه، به دریا، به جنگل می‌رسید.
در چشمانت که نگاه میکردم
تازه می‌فهمیدم که شاملو چه میگفت؛
"چشم‌هایش فراموشی می‌آورد..."


#بدون_مخاطب #پست_جدید #ویسگون #احترام #عشق #عاشقانه #دوری #پاییز #دونفره #غمگین #شکست #دوستی #ناراحتی #زندگی #خسته #دپرس #معشوق #شادی #عکسنوشته #عکس_نوشته #متن_ادبی #متن_خاص #خدا #رفیق #عاشقانه_ها #خوشحالی #انگیزشی #تنهایی #فراموشی #متن_عاشقانه
دیدگاه ها (۴۳)

فقط بخند و بگو خوب هستم چون هیچکس درست درکت نمیکنه..!(:#پست_...

یکی مثل من چشماش هرشب از عشقت باریدیکی مثل اون دوست نداره ول...

#حمید_هیراد 🤍#پست_جدید #ویسگون #احترام #عشق #بدون_مخاطب #عاش...

خدایا به تو پناه می برم....

جهان به شکنجه گاهی بزرگ میماند،وقتی تو کنار من نیستی و این ط...

مگه یه نفر از این دنیا چی میخوادجز اینکه سرش به کاریگرم باشه...

رفتن تو پایان این قصه نبود،حالا من بااین شهری که آغشته به بو...

ما پسرا مگه از زندگی چی میخوایمبجز اینکه یه دختر کوچولوبا مو...

توی زندگیمون پیش میاد که کَسایی رو دوست داریماما اونا ما رو ...

این درسته که هیچکسیاز نبود آدم دیگه‌ای نمرده.اما باور کنید ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط