{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام، هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی است
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می شود
بی سبب خود را شکستم تا ببینم چیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم
دیدگاه ها (۳)

امشب بگو ای ماه من، مهتاب کوی کیستی؟دل بر کجا بنهاده ای ،مجذ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

بهترین پست سال شناخته شد ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ...

من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی ؟غزلی خوانی وچون نغمه ی دل باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط