باور نداشتم که زنی بتواند
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف می زنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دست های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده ام
و همانجا می میرم!
دلم تنگ برات..چکار کردی با من..که میسوزم از عشق ات
دنیام.بددددد دوستت دارم..بد عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم..دردت به جونم عمرم..
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف می زنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دست های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده ام
و همانجا می میرم!
دلم تنگ برات..چکار کردی با من..که میسوزم از عشق ات
دنیام.بددددد دوستت دارم..بد عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم..دردت به جونم عمرم..
- ۲.۱k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط