شده است نام کسی ورد زبانت باشد؟
شده است نام کسی ورد زبانت باشد؟
شوق دیدار مهش جان جهانت باشد؟
یاغی سرکش پر نام و نشانی باشی
پر غروری چو دنا جا و مکانت باشد
شده است پای به صحرای غزالش بنهی
تب تند غزلی در رگ جانت باشد
به غزل صید غزالت نشود ممکن چون
مطلع هر غزلت تیر و کمانت باشد
شده است در پی وصلش بروی کوه به کوه
خط ابروی کجش خط امانت باشد
ندهد هیچ امانت و پی کشتن تو
بدتر از کهنه چریکی پی جانت باشد
زیر رگبار خودی باشی و یک ذره امید
انتهای همه ی توش و توانت باشد
جمله دوست مزن!این منم آن یار شفیق
کمترین فرصت و اوقات و زمانت باشد
بزند تیر به قلبت و تو حتا دم مرگ
باز هم نام خوشش روی لبانت باشد
شوق دیدار مهش جان جهانت باشد؟
یاغی سرکش پر نام و نشانی باشی
پر غروری چو دنا جا و مکانت باشد
شده است پای به صحرای غزالش بنهی
تب تند غزلی در رگ جانت باشد
به غزل صید غزالت نشود ممکن چون
مطلع هر غزلت تیر و کمانت باشد
شده است در پی وصلش بروی کوه به کوه
خط ابروی کجش خط امانت باشد
ندهد هیچ امانت و پی کشتن تو
بدتر از کهنه چریکی پی جانت باشد
زیر رگبار خودی باشی و یک ذره امید
انتهای همه ی توش و توانت باشد
جمله دوست مزن!این منم آن یار شفیق
کمترین فرصت و اوقات و زمانت باشد
بزند تیر به قلبت و تو حتا دم مرگ
باز هم نام خوشش روی لبانت باشد
- ۱.۱k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط