{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋

🌑پارت6

کوک:پتو رو روش کشیدم و موهاش رو دوباره نوازش کردم.متوجه خون خشک شده سرش شدم...یعنی..پدرش چه بلایی سرش آورده؟فردا باید ببرمش بیرون یکم حال و هواش عوض بشه

(ا.ت نصف شب کوک رو بغل کرد.بارون میبارید و رعد و برق های بلندی میزد و آ.ت بیشتر میترسید که با نوازش شدن از طرف کوک  ترسش خوابید و راحت به خواب رفت)(صبح)

کوک:قبل از آ.ت بیدار شدم.مامان رفته بود پیش دوستش.رفتم و صبحونه آماده کردم( کوکی آشپز🛐)بعدش دیدم صدای ا.ت میاد

ا.ت:کوکی...صبح بخیر(خوابالو با موهای به هم ریخته)

کوک:(به حالت کیوتش بلند خندیدم و به طرف رفتم و موهاشو مرتب کردم)صبح بخیر خوشگلم

ا.ت:یاااا من خوشگل نیستممم

کوک:البته که هستی پرنسس(نزدیکش شدم و گونه نرم و سفیدش رو بوسیدم)..مممم مثل عسل شیرینی

ا.ت:ی..اا خجالتم میدییییی.. من...من گرسنمه

کوک:بیا بشین صبحونه آمادس..بعد صبحانه بریم بیرون؟

ا.ت:آره آره

کوک:باشه..به شرطی که خوب صبحونه بخوری

ا.ت:باشه
دیدگاه ها (۱)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

همسر غیره منتظره

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط