{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


میان این غزل ها دیدمت من

شراب عشقی و نوشیدمت من

لبانت شعر را پاشید وقتی

بدون قافیه بوسیدمت من
دیدگاه ها (۱)

بیـادلتنـگ یـادخـویـش بـاشیـمڪمـےدانـاودورانـدیـش بـاشیـمزدر...

می شود ســجده ڪنم بر سرِ زانوی شمامی شود من بشوم هــمدم و بـ...

گاهے یڪ نگاه آنقدر مهربان است ڪہچشم هرگزرهایش نمیڪندگاهےیڪ ر...

خوشم من با تب عشقتطبیب آمد، جوابش کن! حبیبم! چشم بیمار تووو...

#من کجا و #غزل و #قافیه و #شعر کجا !"این تو #بودی که شدی باع...

وقتی شعر خودت از یادت میره...!ببر اگرچه شکسته است یادگار من ...

و منمیان سکوتِ لب‌هایشهزار واژه شنیدم،واژه‌هاییکه نه نوشته ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط