{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار

بهار
اتفاقی است
که میان دو دست می افتد
فصل
جوانه ای است
که میان دو نگاه می زند
ماه
بوسه ای است
که میان دو لب می نشیند

امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۱۳)

چشم در راه کسی هستمکوله بارش بر دوش آفتابش در دستخنده بر لب ...

میگمااااااسرماخوردگی عاشقونه ترینبیماریه دنیاستاونجایی که به...

ما مدام در حیرتیم، مثل اولین بارِ هر چیز، مثل ِ اولین دریا ،...

تو که نمیدانیهر آدمی دلتنگی هایمخصوصِ خودش را دارد،و تو پنها...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

ادامه پارت قبل👍😃آنیا لبخند زد؛ کوچک، اما کاملاً مطمئن."از تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط