گاهی

گاهی
مرا به یاد آر
آن زمانی که
چشمانت خواب را نوازش می کند
و آغوشت عشق را نفس می کشد
به یاد آر
که زنی در من
دیوانه وار تو را 
دوست داشت
اماناگهان
عشق را از روزهایش گرفتند
و درد را به شب های تنهایی اش 
سنجاق کردند
او 
نیمه شبی 
با جهان بدرود گفت
و من سالهاست 
سنگینی جنازه ی زنی را 
به دوش می کشم 
که حتی استخوان هایش 
هنوز بوی عطر تو را می دهند .
فقط
گاهی 
مرا به یاد آر
دیدگاه ها (۳)

آخرین بازمانده از عشق

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

قسمت ۷

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

سناریو: ماه سرخ

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

چند پارتی بازی ممنوع

به یاد آرکه زنی در من دیوانه وار تـــو را دوست داشتاماناگهان...

گاهیمرا به یاد آر...آن زمانی کهچشمانت خواب را نوازش می کندو ...

گاهی مرا بہ یاد آورآن زمانیڪہچشمانت خواب را نوازش می ڪندو آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط