{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
مرا به یاد آر
آن زمانی که
چشمانت خواب را نوازش می کند
و آغوشت عشق را نفس می کشد
به یاد آر
که زنی در من
دیوانه وار تو را 
دوست داشت
اماناگهان
عشق را از روزهایش گرفتند
و درد را به شب های تنهایی اش 
سنجاق کردند
او 
نیمه شبی 
با جهان بدرود گفت
و من سالهاست 
سنگینی جنازه ی زنی را 
به دوش می کشم 
که حتی استخوان هایش 
هنوز بوی عطر تو را می دهند .
فقط
گاهی 
مرا به یاد آر
دیدگاه ها (۳)

«نوازش نیلوفر آبــی»منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست...

پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!تا که بگویم غم دل بیشتردوست ترت دارم...

مُهم نیست که شانه هایَت تجسم است..؛و آغوشت خیالهمه یادت اینج...

در انتظارِ تو بنشستمو سرآمد عمر...دگر چه داریاز این بیش انتظ...

#دلتنگی دلتنگی اسمش کوتاه است ...اما سنگینی اش اندازه ی تمام...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط