{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استادی می گفت صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این ف

استادی می گفت صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر می کنم که چه کسی ان ها را باز خواهد کرد؟خودم یا مرده شور؟
دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی است، به ان هایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید :"دوستت دارم"
بگویید: در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان.
بگویید: گاهی فرصت باهم بودنمان کوتاهتر از عمر شکوفه هاست.
بگویید: بودن ها را قدر بدانیم،نبودن ها همین نزدیکی است.....
دیدگاه ها (۳)

به آنها که دوستشان داریدبی بهانه بگویید:"دوستت دارم"بگویید ک...

استادي ميگفت:صبحها که دکمه هاي لباسم را مي بندمبه اين فکر مي...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم,ب...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم,ب...

استادی میگفت :صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم,ب...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم,ب...

استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم،...

استادی میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط