گـفت:‌ خجـالٺ‌ نمیکـشی؟!

گـفت:‌ خجـالٺ‌ نمیکـشی؟!
پـرسیدم: چـرا؟
گـفت:‌ چـادر سـرت‌ کـردی!
لبخنـد‌ محـو‌ی‌ زدم: تـو چـی؟!
تـو خجـالت‌ نمیکـشی؟!
اخـم‌ کـرد: مـن‌ چـرا؟!
آروم‌ دم‌ گـوشش‌ گـفتم:
خجـالت‌ نمیکـشی‌ کـہ‌ انـقد
راحـت‌ اشـک‌ امـام‌ زمـانت‌‌ رو در
مـیاری‌ و چـوب‌ حـراج
بـہ‌ قشنگـیات‌ مـیزنی؟!💔؛)
دیدگاه ها (۸)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

ترکم نکن

سناریو: وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف می‌کنه :نامجون ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

🍷 شراب قرمزپارت ۳۱ — یک قدم تا اعترافصدای شلیک بیرون انبار ه...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

وقتی بچه دارین ولی ....همون جور که غذا درست میکردم گوشم پیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط