هیچ نفهمیدم

هیچ نفهمیدم
گاه و بی گاه دوستش داشتم
در دنیایش جایی نداشتم
اما باز دوستش داشتم
او سهم من نبود
سهم خودش هم نبود
سهم کسی بود که از آن خودش نبود
اما باز هم دوستش داشتم .
او متعلق به دنیای وارونگی درونم بود
دوستش داشتم
و نمیدانست
هرگز ندانست.
همیشه عاشقش ماندم ......
هیچ ندانست
هیچ...

#رومینا_معین_زاده
دیدگاه ها (۱)

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

* پست اینستاگرام لی وونوو (Wonwoo Lee)سلام، موزه‌ی رؤیایی! ت...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

اسم فیک: زندگی رنگی ما رنگ‌هایِ بی‌صدا (Silent Colors) (۵ پا...

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۲ | ساختمان قدیمی چرا اسم...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

کپشن مهم

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط