{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنده‌ای می‌آورم

پرنده‌ای می‌آورم
تا درسکوت خانه
آواز بخواند
اگرچه
هیچ گاه نخواهد گفت:
«عشق تو مرا کشت، مرجان!»
دیدگاه ها (۲)

لبالبم از لبه های پرتگاه دلخوش به افتادن می خواهم سبک باشم م...

عاشقانه های شبنم

و عشقتنها عشقتو را به گرمی یک سیبمی‌کند مأنوسو عشقتنها عشقمر...

خنده های تو مرا باز از این فاصله کشتــــــــــــــــــــــــ...

وقتی به تو فکر می‌کنمتازه می‌فهمم چقدر بسیارم منبه این‌همه ا...

عاشقانه های شبنم

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

مولای من، اگرچه ندیدمت، اما دلم سال‌هاست که با نام تو آرام م...

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط