Agnes
#Agnes
A path in a dim light
that I have to walk myself.
راهی میان نوری تیره
که باید به تنهایی طی کنم
Rain falling from my lips,
the most cleanest of all.
باران از لبم پایین می آید
آن پاک ترینشان..
Dissany,
esperance in isolation.
Cold hands clutching at
something that is gone.
Dissany*
امیدواری درون انزوا
دستانی سرد چنگ میزنند
چیزی را که گمگشته است
Her,
dressed in black.
او..
در لباسی سیاه
A warmth
surrounding me
when I saw her eyes
sparkling.
گرما و حرارتی
مرا به آغوش می کشد
آنگاه که چشمان پر تلالو او را می بینم....
A path in a dim light
that I have to walk myself.
راهی میان نوری تیره
که باید به تنهایی طی کنم
Rain falling from my lips,
the most cleanest of all.
باران از لبم پایین می آید
آن پاک ترینشان..
Dissany,
esperance in isolation.
Cold hands clutching at
something that is gone.
Dissany*
امیدواری درون انزوا
دستانی سرد چنگ میزنند
چیزی را که گمگشته است
Her,
dressed in black.
او..
در لباسی سیاه
A warmth
surrounding me
when I saw her eyes
sparkling.
گرما و حرارتی
مرا به آغوش می کشد
آنگاه که چشمان پر تلالو او را می بینم....
- ۵۳۱
- ۰۷ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط