پنج سالم بود
پنج سالَم بود
خواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کرد
به او فحش دادم !
و با خود فکر کردم :
او بیرحم ترین خواهرِ دنیاست !
در تاریکی گریه کردم
بیهوش شدم
...
به هوش آمدم
سربازان خواهرم را کُشته بودند...
خواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کرد
به او فحش دادم !
و با خود فکر کردم :
او بیرحم ترین خواهرِ دنیاست !
در تاریکی گریه کردم
بیهوش شدم
...
به هوش آمدم
سربازان خواهرم را کُشته بودند...
- ۵۵۸
- ۲۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط