{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاصل عمر من این اشک شرر بار من است

حاصل عمر من این اشک شرر بار من است
تن رنجور و ستمدیده و بیمار من است

گر نداری خبر از حال درونم، بنگر
چهره غمزده ام شاهد اسرار من است

آنکه یک عمر ندیده ست سحر از شب تار
دل ماتمزده و دیده بیمار من است

شد جوانی همه بر باد و خزانم آمد
به رهش منتظر این چشم گهربار من است

چهره خندان نبرد ره به حریم دل ما
هر که را دیده خونبار بود یار من است

هر چه خواهی بکن ای چرخ ستم پیشه دون
که همه گردش تو در پی آزار من است
دیدگاه ها (۱)

عقربه های ساعتعقربی شده اندو جایِ وعده یِ قراری که نگذاشته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط