{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟

‌ تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟
یعنی چه که افتاد به چشم تو نگاهم؟

چشمان تو دیدم که شدم راهی دریا
از رؤیت رویت شد اگر عاشق ماهم

از حسرت حرفی که نشد با تو بگویم
هر روز در آیینه تو را می کشد آهم

یک سلسله زیبایی و یک رشته نجابت
پیدا شده در نقشه چشمان تو با هم

یا رومی روی تو و یا زنگی زلفت
یک لحظه سفیدم من و یک لحظه سیاهم

امشب چقدر خوشه پروین شده روشن
انگار نظر کرده به چشم تو خدا هم
دیدگاه ها (۱)

صبـح شد...❤❤پنجره ها خندیدند شاخہ ها رقصیدند❤❤همہ جا ب...

خدایاامروز را با عشق توآغاز میڪنمبخشندڪَی از توستعشق در وجود...

فکـر میکنیـم بدتـرین درد از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داری...

شیشه عطر بهارلب دیوار شکستو هوا پر شد از بوی رنگ خداو من این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط