{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حــــتی زمانی که کنــارم نـــیستی

حــــتی زمانی که کنــارم نـــیستی
حــرف هایم در ســـینه ام نـــمی ماند
مــدام رو به آســمان می کنم و می گویم
" دوســتـت دارم "
مــدام قلبـــم از جــا کنــده می شود
در خــــودم می لرزم
به هـــر طــرف نــگاه می کنم
انـــگار هــمه چـــیز از تـو می گــوید
از کـــرشمه های بــی انتهـایت
از فــریبنــدگی شــیطنت های زنــانه ات
و مــن دسـت پاچه می شوم و
تا رســـیدنت
مــدام به آیــنه ســـرک می کشم تا
آداب نشــست و بــرخاست
مقابلــت را تــمـرین کنـم ...
دیدگاه ها (۲)

خط ممتد این جادهاین خودکارو تمام رنگهایی که دوست نداشتندوسط ...

در این عمری که میداﻧﻲفقط چندی تو مهماﻧﻲ!به جان و دلتو عاشق ب...

هیچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم بی جهت اغراق کردم، دل...

گاهی همه ی زندگی ات...در یک " تو "خلاصه می شود..." تو " در خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط