{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاک /قفل آبی---
وقتی که خیلی حواست نیست و اشتباهی میری تو اتاقشون و اونا دارن لباساشونو عوض میکنن
❄️ رین

ایتوشی رین

تو: (در رو باز می‌کنی و خشکت می‌زنه)
رین: (همون لحظه یخ می‌زنه، نگاهشو می‌دزده) «برو بیرون.»

(در سریع بسته می‌شه)

رین: (چند ثانیه بعد، از پشت در یه نفس عمیق میکشه و میگه) «…اشتباه شد. تقصیرت نبود.»


🎻 سائه

ایتوشی سائه

تو: (در رو باز می‌کنی)
سائه: (آروم، بدون عصبانیت) «در زدن یادت رفت.»

تو: «ببخشید—»
سائه: «اوکیه. فقط در رو ببند.»

بعدش همه‌چیز کاملاً عادی، عادیه عادییییی.




💙 کایزر

مایکل کایزر

تو: (ناخواسته در رو باز می‌کنی)
کایزر: (یه لحظه شوکه، بعد لبخند کج همیشگیشو میزنه و میگه) «خب… تایم‌بندی‌ت عالی بود.»

تو: «وای ببخش—»
کایزر: (سریع جدی می‌شه) «شوخی کردم. برو بیرون.»

بعداً فقط از دور یه نگاه شیطنت‌آمیزبهت میندازه.




❤️ چیگیری

چیگیری هیوما

تو: (در رو باز می‌کنی)
چیگیری: (سریع صورتشو برمی‌گردونه) «اوه—ببخشید میشه بری بیرون!»

(در بسته می‌شه)

چیگیری: (با خنده‌ی عصبی از پشت در) «واقعاً اتفاقی بود، نه؟»




🐝 باچیرا

باچیرا مگورو

تو: (در رو باز می‌کنی)
باچیرا: (می‌خنده) «اِه؟ مهمون؟»

تو: «اِ—»
باچیرا: (با خنده) «نه نه نه—برو بیرون!»

فضا کاملاً شوخ و سبکه بر خلاف بیشترشون حیحححح.




⚽ ایساگی

ایساگی یوایچی

تو: (در رو باز می‌کنی)
ایساگی: (وحشت‌زده) «آه! ببخشید! من فکر کردم اتاق خالیه!»(مشتی تو چرا عذر خواهی میکنیییی؟)

تو: «منم عذر میخواهم!»
ایساگی: «نه نه، تقصیر من بود.»(هعی خدا)

تا مدت‌ها خجالت میکشه ولی خب بعد از اینکه یکم میگذره نشون نمیده.




💛 رئو

میکاگه رئو

تو: (در رو باز می‌کنی)
رئو: (مکث کوتاه) «اومم—اشتباه شد.»

تو: «خیلی معذرت—»
رئو: (اروم لبخند میزنه) «اوکیه، جدی. نگران نباش.»




😴 ناگی

سیشیرو ناگی

تو: (در رو باز می‌کنی)
ناگی: (پلک می‌زنه) «اووم… اتاق اشتباهی.»

تو: «ببخشید!»
ناگی: «مشکلی نیست…»

انگار بیشتر خوابش میاد تا خجالت بکشه.(ناگیه دیگه چه میشه کرد)




🖤 کاراسو

تو: (در رو باز می‌کنی)
کاراسو: (با اخم ریز) «در زدن بلدی؟»

تو: «ببخشید حق با توئه.»
کاراسو: «باشه، برو.»

لحنش اونقد تند نیست ولی خب رکه بچه.



🌙 اوتویا

اوتویا ایتا

تو: (در رو باز می‌کنی)
اوتویا: (اول شوکه، بعد می‌خنده) «وای… این یکم ناجور بود بود.»

تو: «اا خیلی بد شد—»
اوتویا: «نه بابا، اتفاقه دیگه.»

☆~خب خب اینم از سناریو ی بعدی ولی باز برا سناریو های دیگه لایکا باید برسه به بالای ۱۷ تا بزارم.☆~
♡~لایک و کامنت فراموش نشههههه.اگرم فالو نداری آهایییی با توعم فالو کن که قراره کلی سناریو آپلود کنممم♡~
(اسکیی؟نوچ نوچ نوچ البته فکرم نکنم کسی اسکی بره ولی به هرحال)
#بلولاک
#کایزر
#قفل_آبی
#رین
دیدگاه ها (۳۴)

عزیزاننننن درخواستیاتونو تو کامنتا با شخصیت و موضوعش بگید تا...

سناریو بلولاک/قفل آبی

بلولاک/قفل آبی(سناریو )

۵۰ تایی شدنمون مبارک عسلیااااا خیلی ازتون ممنونم بابت حمایتا...

بچهااااااا

#بلولاک #دث_نوت #لایت_یاگامی #یاگامی_لایت #ال #دفترچه_مرگ #ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط