بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است

آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود ، اگر زود بیایی دیر است

رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم از هرچه و هر کس که بگویی سیر است

سایه ای مانده زمن بی تو که در آینه هم
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است

خواب دیدم که برایم غزلی می خواندی !
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است

کاش می بودی و با چشم خودت می دیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است

تارهای نفسم را به زمان می بافم
که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است ....
RO
دیدگاه ها (۵)

من همین الان خدایم را صدا کردمنمیدانم چه میخواهیولی الان برا...

نمی لرزد نگاهم با نگاهی جز نگاه تومرا آغوش میگیری؟! که باشم ...

سلام دوست مجازی من..دوست داشتن را آن رفیق مجازی بمنآموخت اوڪ...

به نام خداوند رنگین کمانخداوند بخشنده مهربانخداوند زیبایی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط