{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز روی پنجره ی من،

ز روی پنجره ی من،
‏خیال او پر زد.
‏و شب ادامه گرفت.
‌‌
#یدالله_رویایی #کوچه_یکم #عشق
#koche_yekom #eshgh
دیدگاه ها (۰)

برخیز که خورشید طلوع کرد به مهرهر نکته به جز عشق فراموش کنیم...

‌دلبرے نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمڪ دل بہ او بستم نمی...

صدا ڪن مراصدا؎ تو خوب استصدا؎ تو سبزینۂ آن گیاه‍ عجیبی است ...

اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای دارد مبارک باشد اما دلبری ا...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

پیرمردی روی نیمکت پارک نشسته بود.کبوترها دورش چرخ می‌زدند و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط