{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی اسمات از تهیونگ

دو پارتی اسمات از تهیونگ

خواهشا اونایی که دوس ندارن نخونن

ویو ا.ت
بعد عروسی من و تهیونگ سوار ماشین شدیم و به سمت خونه راه افتادیم توی راه بودیم و تهیونگ رانندگی میکرد کمی مست بود ولی حالش خوب بود..یهو تهیونگ دستشو گذاشت روی رون پام و گفت(علامت ته+)

+میدونی که من بچه دوست دارم نه دارلینگ؟!(با صدای بم و شیطنت امیز)(علامت ا.ت)

ـ (جوابی ندادم و کمی سرمو به نشانه ی اره تکون دادم)(ترس)

+ بیبی گرلم من بهت گفتم که من۵تا بچه میخوام(صدای بم و شیطنت امیز )(کمی نیشخند)(نیم نگاهی به ا.ت کردم)

ـ(با ترس اب دهنم و به زور قورت دادم و بهش نگا کردم)

+نظرت چیه به ددی یه حالی بدیو اولی شو امشب بسا\زیم(نیشخند و صدای بم و خمار)

- ام...امش..ش..شب(لکنت و ترس)

+اره دارلینگم ....نگران نباش بهت خوش میگذره بیبی گرل مطمعن باش(نیشخند و صدای بم)(با رون پاش بازی میکردم ..محکم تو دستم رونشو فشار دادم که نالش بدجور تحریکم کرد)

ـ...اهههه تهیونگ درد داره

+(کراواتمو با اون یکی دستم شل کردم )دارلینگ نا\له هاتو بزار برا رو ت\خ\ت اینجا حرو مشون نکن(صدای بم و نیشخند)(کمی گاز دادم تا زود تر برسیم...)

ـ(تو کل راه با رونم بازی میکرد ....بعد۱۰ دیقه رسیدیم و تهیونگ پیاده شد و اومد سمتم و درو باز کردو براید استایل بغلم کرد و بردم تو اتاق دونفرمون گذاشتم زمین و ......
دیدگاه ها (۴)

دوپارتی اس\مات تهیونگپارت۲(اخر)ویو ا.ت... بردم تو اتاق دونفر...

اوخداااا

اخی💜

اولش خوب بود ولی آخرش...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

خونآشام من

باران تاریک ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط