{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از کوک

چند پارتی از کوک 🫂
درخواستی 🫂

(پارت ۵)

ویو کوک
یهو یکی رو ک مثل موش ابکشیده بود دیدم..

رفتم نزدیکش یهو افتاد تو بغلم صبر کن این ک اته

بردمش داخل و به اجوما گفتم ی چیزی بیاره براش بخوره

کوک : ات حالت خوبه؟ چیشده چرا صورتت خونیه

ات : ببخشید نباید میومدم اینجا ولی کسی رو نداشتم (گریه)

کوک : اشکال نداره بگو چیشده

ات ماجرا رو با گریه بهم گفت

کوک : گریه نکن اجوما اینو برات اورده بخورش...

اجوما وسایل کمک های اولیه هم بیار..


قلبم درد گرفت ک اینطوری زده بودش و گریه میکرد دست خودم نبود اما یهو بغلش کردم

کوک : گریه کن خالی شی...ولی زیاد گریه نکن

ات : مرسی (گریه )

چند دقیقه ای رو گریه کرد...

ات : حالا چکار کنم اینبار اون منو میکشه نباید فرار می کردم باید تحمل میکردم...

کوک : هیچ غلطی نمیتونه بکنه حواسم هست

ات : ممنون ولی وقتی برم خونه ک دیگه وقتی واسه نجات من نیست درجا منو میکشه

نمیدونستم چی بگم اجوما پماد اورد

کوک : بیا برات پماد بزنم... لبت خیلی باد کرده

ات : واقعا... هی

کوک : اشکال نداره بیا نزدیک تر

داشتم رو لبش پماد میزدم فاصلمون خیلی کم بود... خیلی سخت بود خودمو کنترل کنم ولی کردم

کوک : میخوای اینجا بمونی..؟ ولی باید مافیا شی

ات: واقعا؟؟ ولی ولی میترسم نمیتونم ادم بکشم

کوک : میدونم ولی عادت میکنی... اگ میخوای البته

ات: میشه یکم فکر کنم؟

کوک: باش

یهو سرشو گذاشت رو پام.. قلبم تند تند میزد

بعد چند دقیقه یهو بلند شد با فاصله کم از صورتم گفت

ات : قبوله من مافیا میشم میخوام قوی شم مامانم دیگ اذیتم نمیکنه میتونم مستقل شم اما اگه اشتباهیی کردم منو میکشی؟

کوک : نه فقط تنبیه میشی البته اگ خیانت نکنی

ات : اطاعت قربان من حواسم هست قول میدم مافیای خوبی شم...

کوک : چطوری انقد کیوتی

ات : ها؟

کوک: اوم هیچی

ات : فکر میکنی من کیوتم ؟

کوک :اره... خوشگلم هستی

ات : جدی میگی؟ اینطور فکر نمیکنم

کوک : شوخی ندارم .. جدی گفتم

ات : مرسی خوشحالم کردی من کجا باید بخوابم؟

کمرشو گرفتم و نزدیک ترش کردم..

کوک : تو بغل من چطوره؟

ات : ها؟

کوک : شوخی کردم... اتاق تمیز نداریم میتونی رو تخت من بخوابی

ات : پس خودت چی؟

کوک: خودمم رو تخت خودم میخوابم.. نگران نباش بدخواب نیستم...

ات : اهوم باشه

رفتیم دراز کشیدیم مشخص بود هردومون معذب بودیم...

کوک : بیداری؟

ات : ....

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی از کوک 🫂درخواستی 🫂( پارت ۶ ) ات : اره... خوابم نمی...

#سناریو🫂درخواستی 🫂وقتی شلاق میزنن بهمون (بخاطر تنبیه) و بعد...

چند پارتی کوک 🫂درخواستی🫂( پارت ۴ ) ویو کوک **با صدای جیمین ب...

چند پارتی از کوک🫂درخواستی 🫂(پارت ۳) کوک : چکار کردی ک اینطور...

part 10عشق پنهان اشکام خود به خود میریختن دلم میلرزید رفتم ت...

پارت ۸ فیک عشق مافیا که یهو کوک رفت جلو و ات رو بغل کرد کوک ...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط