ادامه کتاب

📗 ادامه کتابِ
《 راستي دردهایم کو ؟ 》

#قسمت_صدوشانزده

عصر، عکس‌ها را برای فاطمه می‌فرستم:«دوست جدیدمُ ببین!» کودکان سوری، مظلوم‌ترین قشر از مردم سوریه‌اند. فرصتی شد که به فاطمه زنگ بزنم. هربار می‌خواهم با ایران تماس بگیرم، شوخ‌طبعی بچه‌ها گل می‌کند.

پانتومیم بازی می‌کنند و ادایم را درمی‌آورند که مثلا الان دارم پشت تلفن به نامزدم، چه می‌گویم! خلاصه این تماس‌ها دستمایه شوخی‌مان می‌شود و می‌خندیم. امروز هم که زنگ زدم، از حال هم پرسیدیم و من برایش از بچه‌های سوری گفتم و از رنجی که می‌برند.

زبان این بچه‌ها را نمی‌فهمم اما زبان مشترک ما محبت است. هرجا که کودک سوری می‌دیدم، می‌رفتم که به او محبتی بکنم؛ دلداری‌اش بدهم... آن‌ها نمی‌دانند این آتش از کجا بر سرشان می‌بارد. نمی‌دانند چه کرده‌اند که شایسته این رنج‌اند... پیش از آمدنم، آن‌ها را در قاب تصویر دیده بودم و حالا این امکان را داشتم که در آغوششان بگیرم؛ بگویم که تنها نیستند، بگویم که ما وعده آمدن داده بودیم و آمدیم...
....


۱۱۶
#ادامه_دارد
#یادشهداباصلوات
📔#راستی_دردهایم_کو
🌷─┅─🍃🌸🍃─┅─
💠 @shahiddaneshgar
دیدگاه ها (۰)

♦️ انتقاد المیرا شریفی مقدم از روزنامه هم‌میهندر این روزنامه...

صداوسیما به چه بیشرف‌های تریبون میده!بزرگی سردار تو مغز کوچی...

احمدخان تنگستانیقبل از شروع جنگ سخنرانی قشنگی کردهبد نیست بخ...

🔺هرات (واقع در افغانستان امروزی)یکی از شهرهای ایران بود؛حاکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط