{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدای من...

خدای من...
نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم...
در هیاهوی بازار ...
در خستگی هنگام نماز !
در وسوسه های نفس ام...
نمیدانم....
اما ، گاهی تو را گم میکنم
مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است...!
بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند...!
به کودکی ام بنگر.....
    هرچند خودم تو را گم میکنم
         اما ،تو پیدایم کن......
دیدگاه ها (۱)

﷼﷼﷼﷼﷼﷼

حواسمان را جمع کنیم …آدمها مثل موبایل ها low battery ندارند ...

چـــرا پایان نــدارد ایـــن دلتنگــــــیلـــــغـــــت نـــــ...

خود را گول میزنم...روی سکوی پنجره مینشینممثل معشوقه های منتظ...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط