{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی و از
نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانۀ من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم


🎙#خسرو_شڪیبایی
دیدگاه ها (۱)

بهش میگه بیدار شو شوهرم خونه است، بعدش میگه کصخل شوهرم خودتی...

عشق اگه حرارت نداشته باشه به درد نمیخوره 😁

بوسه مرگ "پارت ۲۷"ویو شبشب، سکوت عجیبی تمام عمارت رو فرا گرف...

۰۰۰۰۲ | چراغ صبح آغاز مهر در خانه

⚫️ جای خالیِ یک جفت کفش کوچک ▪️صدای خنده بچه‌ها، نبض تپنده ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط