{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند

آدم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند
اینقدر از کتابی که میخوند ترسیده بود که رنگش سبز کبود شده بود...
نفس عمیقی کشید ، کتابو گذاشت روی میز کنارش ، پتو رو تا روی سرش بالا کشید و همونطور که از ترس میلرزید سعی کرد به خودش دلداری بده.
آدم فضایی همش با صدای لرزون تکرار میکرد :
نه آدما واقعیت ندارن...
دیدگاه ها (۱)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

تکپارتی جونگ کوک

𝖕𝖆𝖗𝖙12لیسا تا صبح بیدار ماند.در اتاقش نشسته بود. پتو دورش پی...

ابلیس

چند پارتی

پارت چهار

چند پارتی (درخواستی)

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط