سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
اگه ا.ت بهشون خیانت کنی
کاراسو: ناراحت میشه و فوتبال بازی نمیکنح_
رئو: انقد پول داده بود بدزدنت بیارنت پیش خودش تا به بدترین شکل تنبیهت کنهح تنبیه اونجوری🔞🤓 اگه خواستید بگید تو سناریو بعدی بگم طولانیه_
ناگی: همش میخوابه و با خودش میگه ا.ت چجوری تونست؟...
ایساگی/یوکیمیا: بچم عافسرده شدح_
لورنزو/سندو: دوست دختر جدید✅
کایزر/کازوما/بارئو/دارا: پسررو کشت ترو هم کشوند خونش گفتی اشتبا..اشتباه میکنی... خوا..خواهش میکنم دردم..درد..درد میکنه خیلی ا.ت ترسیدی ولی آرامش خودشو حفظ کردو فقط درو قفل کرد و حتی بهت غذا هم نداد...
شیدو: فقط بدن ترو دوست داشت وقتی میبینتت میگه مثل اینکه ک*ونت میخاره ا.ت با ترس و لرز گفتی شی..شیدو نه..نه... ولی برادر کار خودشو کرد_
باچیرا: انقد عصبی میشه گوشیشو میشکونه و وقتی میبینتت یه پس قشنگ کتکت میزنه جوری که همه جات کبود میشه...
آیکو: میره با بقیه دخترا لاس میزنه به هیچجاش هم نمیگیرهه_
رین: عصبانی میشه شب و روز با خودش حرف میزنه انگار دیونه شده بدون ا.ت اصلا تاقت نمیاره و هرجوری شده پسررو پیدا میکنه و میندازتش زیرزمین خونش و تا ۱۰ روز کاری بهش نداره و پسره میمیره میاد سراغت و میگه 《تو مال منی حق فرار نداری》ا.ت هم اصلا از اون دوسپسرت خبردار نشدی_
چیگیری:موهاشو....
د آخه واقعا دلت میاد به بچم خیانت کنی؟_
تموم*
مال رئو رو بزارم؟💔🔞
بعدی چی باشه؟_
اگه ا.ت بهشون خیانت کنی
کاراسو: ناراحت میشه و فوتبال بازی نمیکنح_
رئو: انقد پول داده بود بدزدنت بیارنت پیش خودش تا به بدترین شکل تنبیهت کنهح تنبیه اونجوری🔞🤓 اگه خواستید بگید تو سناریو بعدی بگم طولانیه_
ناگی: همش میخوابه و با خودش میگه ا.ت چجوری تونست؟...
ایساگی/یوکیمیا: بچم عافسرده شدح_
لورنزو/سندو: دوست دختر جدید✅
کایزر/کازوما/بارئو/دارا: پسررو کشت ترو هم کشوند خونش گفتی اشتبا..اشتباه میکنی... خوا..خواهش میکنم دردم..درد..درد میکنه خیلی ا.ت ترسیدی ولی آرامش خودشو حفظ کردو فقط درو قفل کرد و حتی بهت غذا هم نداد...
شیدو: فقط بدن ترو دوست داشت وقتی میبینتت میگه مثل اینکه ک*ونت میخاره ا.ت با ترس و لرز گفتی شی..شیدو نه..نه... ولی برادر کار خودشو کرد_
باچیرا: انقد عصبی میشه گوشیشو میشکونه و وقتی میبینتت یه پس قشنگ کتکت میزنه جوری که همه جات کبود میشه...
آیکو: میره با بقیه دخترا لاس میزنه به هیچجاش هم نمیگیرهه_
رین: عصبانی میشه شب و روز با خودش حرف میزنه انگار دیونه شده بدون ا.ت اصلا تاقت نمیاره و هرجوری شده پسررو پیدا میکنه و میندازتش زیرزمین خونش و تا ۱۰ روز کاری بهش نداره و پسره میمیره میاد سراغت و میگه 《تو مال منی حق فرار نداری》ا.ت هم اصلا از اون دوسپسرت خبردار نشدی_
چیگیری:موهاشو....
د آخه واقعا دلت میاد به بچم خیانت کنی؟_
تموم*
مال رئو رو بزارم؟💔🔞
بعدی چی باشه؟_
- ۸.۳k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط